اقتباس شده كه اساس تاريخ لينركوست1 بوده‌، ازسال 1338 از مآخذ ديگر استفاده كرده و از سال‌1347 به بعد مستقل از مآخذ شناخته شده است‌. به ويژه‌، گزارش مربوط به شورش دهقانان‌ بسيار غني است‌؛ البته نصف كتاب (با ارزش‌ترين بخش آن‌) به سال‌هاي 1376ـ1381 اختصاص دارد. اين تاريخ به ويژه از آن نظر باارزش است كه يورك پس از سنت آلبانز دومين‌ مركز رهباني بود. اينك‌، به مورد مهم‌تري مي‌رسيم‌، يعني يكي از مهم‌ترين منابع تاريخ انگلستان‌ تأليف ژان فرواسار (1326ـ1400). ولي اين كتاب چنان معروف و ارزش بي‌همانندش چنان‌ خوب شناخته شده است كه در اين‌جا ذكري از آن كفايت مي‌كند. اگر مي‌خواهيد روح سده‌ٴ چهاردهم را دريابيد، حتماً تاريخ فرواسار را بخوانيد!
گرچه برخي تاريخ‌ها درشمار بهترين آثارند و اطلاعات از مآخذ و غالباً از خود عاملان‌ حوادث اخذ شده‌، مردم آن عصر براي تأليفات دانشگاهي از قبيل جامع تواريخ رانولف هيگدني‌ (چهاردهم ـ1)، اعتبار بيشتري قايل بودند. همين تاريخ را كه مربوط به عصر پيشين است‌، جان‌ ترويزايي در سال 1387 در بركلي به انگليسي ترجمه كرد و اين ترجمه سرمشق جماعتي قرار گرفت كه با سواد بودند و مي‌خواستند از گذشته باخبر شوند، ولي خواندن لاتيني و فرانسه‌ روزبه‌روز برايشان دشوارتر مي‌شد.
ولي وقتي جان گاور، كه به‌خوبي مي‌توانست از سه زبان استفاده كند، تصميم گرفت به‌ تحقيق در تاريخ بپردازد، اين كار را به زبان لاتيني كرد. مشكلات كارگري دهه‌ٴ هشتاد و سال‌هاي‌ سخت پايان پادشاهي ريچارد و سده‌ٴ چهاردهم بر او تأثيري عميق نهاد و سبب شد تا احساساتش را در منظومه‌ٴ لاتيني فرياد دادخواهي بيان كند. وي دريافت كه ريشه‌ٴ آن مشكلات‌ اجتماعي رذايل رهبران ديني و دنيوي است و در سرزنش كردن آنان ترديد نكرد. اين تاريخ‌نگاري‌ نيست‌، ولي اسناد كوچك براي مورخان بعدي ارزش بيشتري دارد.
7. بلژيك‌. ممكن است پيروان سختگير جغرافياي تاريخي به كلمه‌ٴ بلژيك معترض باشند. ما آن را در اين‌جا براي بيان اين واقعيت به كار برده‌ايم كه نشان دهيم مورخان مورد بحثمان منحصراً به نيمه‌ٴ جنوبي فروبومان تعلق دارند، يعني به سرزميني كه كمابيش با بلژيك امروزي مطابقت‌ مي‌كند. پرباري مردان بزرگ آن قلمرو كوچك حيرت‌انگيز است و بدين سبب بايد آنان را در بخشي جداگانه بررسي كنيم‌.
عجيب است كه از اين هفت مورخ برجسته تنها يكي را مي‌توان فلاندري ناميد و همه به‌ فرانسه نوشتند، جز دو تن كه لاتيني‌نويس بودند و هيچ‌كدام به فلاندري ننوشتند.
نخست بهتر است والنسيان را بررسي كنيم و سرانجام‌، يگانه فلاندري را. نخستين والنسي


1. صومعه‌ٴ لِينِركوست نزديك كارليسلي در كمبرلند كه متعلق به اوگوستينيان بود. تاريخ لاتيني از سال 1201 تا1346.